دانلود رایگان

تحقیق در مورد اسطوره و نقش آن در فرهنگ و تمدن ایران و استفاده آن در پارچه و قالی و نقش های برجسته از ابتدای پیدایش تا عصر حاضر - دانلود رایگان



دانلود رایگان مفتخریم که به عنوان یکی از فروشگاه های نمونه سایت فایل سل از نظر پشتیبانی و فایل های بی عیب قرار داریم

دانلود رایگان تحقیق در مورد اسطوره و نقش آن در فرهنگ و تمدن ایران و استفاده آن در پارچه و قالی و نقش های برجسته از ابتدای پیدایش تا عصر حاضر فرمت word و قابل ویرایش
تعداد صفحات: 192
اسطوره و نقش آن در فرهنگ و تمدن ایران و استفاده آن در پارچه و قالی و نقش های برجسته از ابتدای پیدایش تا عصر حاضر
چکیده
از آنجا که اسطوره ها در شناساندن ویژگی های فرهنگهای مختلف انسانی و تاریخ تمدن اجتماعات و پی بردن به طرز تفکر مردمان نقشی اساسی را ایفا می کنند می توانند برروند تولید آثار هنری که جزئی از زندگی انسان نخستین به شمار می رفته اثر گذار بوده باشند. بررسی تاثیری که اسطوره ها می توانند بر مهمترین کالای هنری و فراورده فرهنگی ایرانیان یعنی فرش دستباف از پیدایش خود تا به امروز داشته باشند اساس این پژوهش می باشد که می تواند به روشن شدن زوایای تاریک بسیاری از نقش مایه های اصیل ایرانی به ویژه نگاره های عشایری انجامیده و بر اصالت و غنای قالی ایرانی در نظر مخاطب بیافزاید. روش تحقیق در این جا به صورت کتابخانه ای است بدین طریق که در ابتدا مواخذ و منابعی را که مورد اسطوره های ایرانی است مورد بررسی قرار داده و سپس به تاثیر آنها در ساخت فرهنگی و هنری جوامع بشری می پردازیم تا مشخص شود اعتقادات و باورهای اسطوره ای گذشته چگونه در جان هنرمند نشسته و در آثار هنری و صنایع فرهنگی متجلی می شود. درهمین راستا سیر تحول دیدگاههای اجتماعی را مورد بررسی و پژوهش قرا رداده تا دریابیم چه رویکرد های کلی درخلق آثار هنری بالاخص نگاره های فرش دخیل بوده اند و به موازات رشد و توسعه امکانات بشری چه تغییری در دیدگاهها و سپس آثار هنری ایجاد شده است، سپس به منابع نظری درباره فرش ایرانی و طرح و نقش آن رجوع کرده تا با علت ظهور و معنای درونی نمادها و نقش ها آشنا شویم. در این راستا بسیاری از مفاهیم برخی از رایج ترین نگاره ها و نقوش باستانی مشخص شد که البته برای پیگیری دقیق تاریخ ومعانی نقوش نیاز به وقت و پژوهش بیشتر توسط سازمانها و ارگانهای مربوط به هنر فرش دستباف می باشد.
مقدمه
در تمامی کاوشهای باستان شناسی، آثار هنری یافته شده از جوامع بشری، از پشتوانه معرفت و دانش و بینش فرهنگی و دینی آن جامعه تغذیه می کند. هنرها و هنرمندان، آفرینش های خود را در ارتباط با عقاید و اندیشه ها و تجارب جامعه خود شکل میدهند و مخاطبان نیز این محصولات هنری را از دریچه باورها و سلیقه فرهنگی خود، ارزیابی و مشاهده می کنند. با توجه به اینکه فرشبافی از هنرهای اصیل و سنتهای کهن ایرانی است پیوند درون مایه و جان و روح طرح فرش ها با جهان دینی و اسطوره ای مردم جامعه زمان قابل درک و دریافت است.
می توان گفت اسطوره های هرجامعه، مهمترین بخش از ارزشهای فرهنگی آن جامعه هستند و به قول الیاده نمادها، اسطوره و آیین هارا باید به مثابه ارزشهای فرهنگی داوری کرد.
درجوامع ابتدایی اسطوره ها راوی حقیقت طبیعت و انسان می باشند و بازگویی تاریخ را عهده دار می باشند. اسطوره ها دراین جام واقعی، مقدس و تکرار پذیر است.
از سویی دیگر اسطوره ها تجسم احساسات آدمیان است به گونه ای ناخودآگاه برای تقلیل گرفتاریها ویا اعتراض به اموری که برای ایشان نامطلوب و غیرعادلانه است و چون آن تکرار می کنند آرامشی به آنها دست می دهد.
تکرار این داستانها که در قالب نوعی آیین دینی برگزار می شود به آنها حقانیت و واقعیت می بخشد.
اسطوره ها تامین کننده نیازهای معنوی ومادی انسان به شمار می رفته است. اسطوره مشخص کننده ساختار حیات اجتماعی یک قوم و ملت است. بنابراین باتحلیل و تفسیر آنها می توان پی به عقاید و باورهای اقوام باستانی و طرز تفکر آنها برد.
دامنه کاربرد اسطوره ها در تمامی حیطه های زندگی اجتماعی و انفرادی انسان باستانی وارد شده است. مصداق این کاربرد را می توان در ورود اسطوره به ادبیات، فلسفه، دین و مذهب، جامعه شناسی، تاریخ و هنر جستجو کرد.
باوجود دیرینگی و کهن بودن اساطیر باستانی، دانش اسطوره شناسی عمری دویست ساله دارد. در ایران پیشینه اسطوره به هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح می رسد که نخستین جلوه آن، اعتقاد به ایزد بانوی مادر است که پیکره اش در میان آثار و نقوش سیلک درکنار نقشهای نمادین آب، مار، خورشید و ماه برسفالینه های زیبای چندهزار ساله ایرانی یافت شده است. پس از آن، به اساطیر آریایی هزاره دوم ق. م، اسطوره های میترایی و زرتشتی هزاره نخست پیش از میلاد می رسیم که گنجینه ارزشمندی از میراث اساطیری ایران باستان رادربر می گیرد. با این حال پیشینه پژوهشهای اسطوره شناسی در ایران حدود چندده بیش نیست.
اهمیت اسطوره ها بدان حد است که پس از دانستن و شناختن اسطوره های مختلف درمی یابیم که این مفاهیم خود را در اصول و مبانی بسیاری از هنرها از جمله فرش دستبافت نشان می دهند.
ارتباط فرش دستباف ایرانی و اسطوره ها در نقوش و طرحهای فرش های ایرانی خصوصاً دستباف های عشایری مشاهده می شود. چنانکه می دانیم وضعیت جغرافیایی در محدوده فلات ایران به گونه ای می باشد که یکی از متنوع ترین اجتماعات عشایری با بار فرهنگی منحصر به فرد را در خود پراکنده ساخته است.
برخی نمودهای بصری این میراث فرهنگی را در صنایع دستی این جوامع و بالاخص فرش دستباف آنها می توان مشاهده کرد. با وجود تغییرات زیادی که در شیوه زندگی عشایر طی ده ها سال به وجود آمده است، بسیاری از قدیمی ترین شکل های فرهنگی و هنری اقوام ایرانی و باورهای آنان در میان نگاره های فرشبافی آنان موجود است و هنر فرشبافی عشایری یکی از استثنایی ترین زمینه های دارای منابع فرهنگی قدیمی است که نقش مایه ها و طرحهای آن حاوی جلوه های تصویری غنی از میراث فرهنگی بسیارکهن حتی تا قبل از تاریخ است.
مفاهیمی که در بطن این نقوش هستند که حاوی اطلاعاتی است از فرهنگ پدیدآورندگان اصلی این نقوش. این نقوش برای ایجاد ارتباط با مخاطب اثر به کار می رفته، حال مخاطب یا خود تولید کننده نقش بوده برای ارضاء روحی و یا نیروهایی که در عقاید کهن در بطن جادو و اسطوره جای گرفته اند. تمامی این نقوش حتی اگر برای زیبایی هم باشند، پیامی را درخود دارند. بدین جهت شناخت عوامل تاثیرگذار بر نحوه تولید نقش مایه ها روشی است برای دریافت مفاهیم و معنا و پیام نهفته در نقوش. زیرا بسیاری از نقوش و تصاویر متن قالی عشایری، حاوی اطلاعات سمبولیک و نمادین هستند و اغلب ازلحاظ ظاهر دلالتی با موضوع ندارند و صرفاً برای بیان مفهوم خود آن موضوع نیستند و نشانی از هویت فرهنگی بافنده دارند که نه تنها برای بافنده عشایری بلکه از گذشته و تا به امروز به طور وسیعی از سوی مردم و فرهنگهای مختلف استفاده شده است.
بسیاری از این نقوش کهن به لحاظ جنبه های پنهانی جادو و طلسم، ظاهری انتزاعی و نمادین دارند و دارای تفکراتی ابهام آور در رابطه با معنی و شکل ظاهری خود می باشند.
البته بسیاری از نقوش انتزاعی که در لفافه ابهام پیچیده می شود (که ملازم موضوعات جادویی است) در فرشهای عشایری به مرور زمان دچار تحولات صوری و غیرعمدی شده اند. این مورد به این علت می باشد که نقوشی را که بافنده اصیل عشایری برقالی پیاده می کند، حاصل تصور بصری و تجسمی است که سینه به سینه از دستبافته های بافته شده درمحیط پیرامونی و موروثی خود گرفته است و درحین اجرا نیز دچار تغییرات می شوند. دیگر اینکه بسیاری از این تغییرات می تواند ملهم از روحیات و تلقی زیبایی شناسی بافنده باشد و بافنده آگاهانه و یا ناخودآگاه با دست کاری در جزییات به صورتی می رسد که به نظرش مناسب تر است. به هرحال در نقش مایه های عشایری چندعامل باعث می شود که شکل نهایی تصویر خصوصیات خاص خود را بگیرد. درفرش عشایری آنجا که بافنده می خواهد از بعضی مفاهیم و موضوعات ذهنی خود سخن بگوید (جدا از ارائه نقوش کهن و نمادین و مرسوم که نسل به نسل به بافنده فعلی رسیده و او هم بنا به روش مرسوم آن را در فرش می باشد ) با آوردن چند موضوع خاص تمامی مفاهیم مربوط به آن را منتقل می کند و فرد عشایر با چندنگاره گیاهی، حیوانی و انسانی تمامی حقیقت پیرامون خود و باورهای ذهنی خود را بیان می کند.
شیوه پردازش نگاره ها نیز ارتباط مستقیم با طرز تفکر و اعتقادات باطنی بافنده دارد ونشان دهنده نوع بینش و دیدگاههای منحصر به فرد انسانهای گذشته که در قالب آیینها و اسطوره ها منعکس می شود می باشد. چنانکه اغراق درنمایش شاخ حیوان درهنر سفالگری که نشان از اعتقاد تعمیم هلال ماه به هلال شاخ حیوان است و نشانه ارتباط آن باباران که برای انسان ماقبل تاریخ مفهومی جادویی و نیایشی داشته است. این اغراق و تاکید بر قسمتی از بدن یاشیء و یا عدم تاکید در نگاره هادر فرشهای عشایری نشانگر باورها و اعتقادات و یا هدف انسانهای گذشته می باشد، بنابراین نقش مایه های عشایری بیشتر تاکید عصاره موضوعات و خصوصیات اصلی آن است.
به طور کلی نگرشهای فرهنگی در طول اعصار متفاوت ارتباط مستقیمی با ایجاد باورهای اسطوره ای مردمان دارد و به لحاظ تقسیم بندی فرهنگی، هردوره محتوای مفهومی خاصی را برای نقوش دربر میگیرد.
در این مقال، بررسی ارتباط نقوش فرشهای عشایری ایران واسطوره های ایرانی به طور مختصر پرداخته می شود، قدرت نفوذ اندیشه ها و باورهای اسطوره ای در نقوش و موتیفهای فرشهای ایران بالاخص دستبافتهای عشایری به قدری است که اگر در گذشته اعتقاد به نیروها ماورالطبیعه و ایزدان و آیینهای مرتبط به آن وجود نداشت بسیاری از نگاره های رایج در میان عشایر که تا به امروز نیز سینه به سینه منتقل شده به وجود نمی آمد. کشف و شناخت هرچه بیشتر این ارتباط برغنای معنوی و زیبایی ظاهری فرشهای ایرانی افزوده و پیوند درون مایه طرح فرش را با جان و روح مردم جامعه آن زمان نشان می دهند. انعکاس دنیای پررمز و راز اسطوره ها در هنر به ویژه فرش آنچنان ظریف و زیباست که این نقوش و نگاره ها پس از طی قرون ظرافت و دلنشینی خود را برای انسان مدرن امروزی نیز حفظ کرده است. باتوجه به جایگاه عظیمی که هنر فرش در تاریخ تمدن ایرانی دارد در این پژوهش خواهیم کوشید همخوانی و نزدیکی فرمی و معنایی نقش مایه های فرشهای عشایری را با باورها و معانی اسطوره ای که بخش اعظم تمدن و فرهنگ ایران زمین است را نشان دهیم. لیکن تا حد مقدور به بررسی اساس شکل گیری مهمترین نقوش رایج در سراسر مناطق عشایری ایران می پردازیم.
دانش اساطیر در شناسایی تاریخ تمدن و روشن ساختن گوشه های تاریک ساختهای اجتماعی کهن و پی بردن به طرز تفکر و اعتقادات مردمان بسیار مفید است. در جوامع ابتدایی بومیان که بن مایه های اساطیری هنوز در میان آنها زنده است، اسطوره شناسی نه تنها برای روشن کردن مرحله ای از تاریخ اندیشه انسانی بلکه برای فهم و درک رفتار و آداب آن جوامع نیز مفید است. از آنجا که گستره غنی اسطوره ها بر باورهای مردم ایران زمین نیز تاثیر نهاده، نگاهی اجمالی به خاستگاه و ویژگی های اسطوره که بخشی لاینفک از ارزشهای معنوی هر جامعه می باشد می اندازیم و به شرح اسطوره های خدایان و قهرمانان ایزدی پرداخته و آنگاه از میان اساطیر و سنن دینی که بر باورهای ایرانیان بیشترین تاثیر را نهاده مورد توجه قرار می دهیم. ضرورت بحث آن است که جایگاه اسطوره را به طور کلی در اعتقادات فردی ایرانیان بشناسیم.
اسطوره چیست ؟
اسطوره در لغت با واژه Historia به معنی روایت و تاریخ همریشه است، در یونانی mythos به معنی شرح، خبر و قصه آمده که با واژه انگلیسی Moth به معنی دهان، بیان و روایت از یک ریشه است.
هرچند اسطوره در دیدگاههای گوناگون تعاریف و تعابیر متعدد دارد اما در یک کلام می توان آن را چنین تعریف کرد : اسطوره عبارت است از روایت یا جلوه ای نمادین درباره ایزدان، فرشتگان موجودات فوق طبیعی و به طور کلی جهان شناختی که یک قوم به منظور تفسیر خود از هستی به کار می بندند.
اسطوره سرگذشتی راست و مقدس است که در زمانی ازلی رخ داده و به گونه ای نمادین، تخیلی و وهم انگیز می گوید که چگونه چیزی به وجود آمده، هستی دارد و یا از میان خواهد رفت و در نهایت اسطوره به شیوه ای تمثیلی کاوشگر هستی است. (اسماعیل پور، ص13و14 -1375)
اسطوره­ها از بنیاد رفتاری سخن میگوید که در گذشته شکل گرفت و بدین دلیل است که اساطیر نمونه های کردار معنی دار و اندیشه انسان به شمار می رود. (جان راسل هینلز، ص16-1383)
به عبارتی اسطوره ها به گونه ایینها و شعایر متبلور می شوند. باورهای دینی انسان نخستین از اسطوره ها آغازمی گردد و بعدها در زمانهای متاخر تر به گونه ادیان شکل می گیرد (اسماعیل پور ص14-1375)و به گفته میرچا الیاده اسطوره ها خمیر مایه ادیان می باشند. (جان هینلز- ص17- 1383) پس اسطوره به یک عبارت دین و دانش انسان نخستین و داشته های معنوی اوست؛ دانشی که بیشتر جنبه شهودی و نمادین دارد و از قوانین علمی ادوار بعد به دور است. (اسماعیل پور، ص14-1375)
از دیدگاه ميرچا الیاده زیستن با اسطوره تجربه ای آیینی است. فریزر و تایلر اسطوره را حاصل تلاش انسان آغازین برای شناخت جهان می دانند. لوی برول این گونه از شناخت را برآیند ذهن پیش منطقی انسان آغازین می داند. در نظریه کارکردگرای مالینوفسکی اسطوره پاسخی است به پرسشهای فلسفی انسان ابتدایی و واقعیتی است که در شکل عقاید و تصعید این عقاید و در قوانین کارکردی رفتار یعنی اخلاق پدیدار می شود. لوی استروس در نظریه ساختارگرای خود اسطوره را لایه ژرف اندیشه انسانی می داند و از دید او معنی هر اسطوره بر اساس شکل آن تغییر می یابد و بدین سان معنی هر اسطوره چندلایه و درهر زمان معنی خاص خود را می یابد و نزد هر فرد و هرجامعه برداشتهای متفاوتی از آن وجود دارد. درجامعه شناسی اسطوره، کل حوزه های ارزشی یک اعتقاد را دربرمیگیرد و در روان شناسی اسطوره ها بازتاب سرشت آدمی است و همه نیازها و آرزوها و بیم های انسان را در برمی گیرد. (جان هینلز، ص16-1383)
اسطوره درهرجامعه ای وجود داشته باشد وبه راستی یکی از سازه های مهم فرهنگ بشری است و از سویی ویژگی های متمایز فرهنگ های مختلف انسانی را بازگو می کند و درهمان حال نزد همه خاستگاهی کمابیش همانند دارند(اسماعیل پور، ص14-1375) و از این دید اسطوره نمود تجربه سوبژکتیوو درونی انسان و بازگو کننده ارزشهای معنوی یک فرهنگ است و بدین دلیل درتوجه به نمود تجربه درونی انسان می توان اسطوره را از دیدگاه های مختلف مورد پژوهش قرار داد. فروید اسطوره را بیان ترسها و انگیزش های خودناآگاه انسانی می داند و برای یونگ و جوزف کمپل اسطوره روایت ناهشیار جمعی جهانی است. در این راستا ناهشیار جمعی نمودهایی از کهن الگوها یا نمودهای آغازین و باستانی را درخوددارند و چنین است که اسطوره های سرزمینهای مختلف موضوع کمابیش همانندی را درخود میگیرند که بیانگر نا هشیار جمعی است و تفاوت ناشی از محیط جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هر فرهنگ و تاثیر آن بر نمودهای باستانی است.
از روایتهای مختلف چنین می شود برداشت کرد که پرداخت هراسطوره با نظام شناختی انسان پیوند دارد و با شکل زندگانی انسان در دوره های مختلف زندگی او ارتباط دارد. چنین است که درکهن اسطوره های آفرینش انسان عصر پالئولیتیک آسمان از سنگ است و اسطوره های سنگی راه به چنین دوره هایی دارند و در پیوند با تکامل دست و مغز و شکل معیشت انسان یعنی دوره گردآوری خوراک و شکار به نقل از اسطوره های کهن ایرانی آسمان، زمین و آب و هرچه هست مانند تخم مرغی می باشد که آسمان پیرامون زمین را فراگرفته و زمین درمیانه آسمان مانند زرده تخم مرغ است. (جان هیلنز، ص17-1383).
در اسطوره های آغاز عصر نوسنگی با رواج کشاورزی و دگرگونی معیشت انسان آفرینش انسان از نباتی است که تاحدی شکل انسانی دارد. (همان منبع، ص19)
و به نقل از اسطوره های ایرانی، انسان از تبار مشی و مشیانه که به هیات ریباسی دوشاخه اند زاده می شوند. این کهن الگوها از عصر سنگ تا به حال پاسخی است مداوم به نیازهای ترکیبی، عاطفی، رفتاری و اخلاقی انسان، پاسخ هایی که در گذر زمان دگرگون شده اند؛ مثلاً کهن الگوی قهرمان درگذر زمان به شهریاری فرزانه، مراد و پیردیر، پهلوانی فناناپذیر و پورخدایان تبدیل می شود و مولفه هایی چون تقدیس و ایهام و رویداد های فراطبیعی را در زمان نامشخص پدید می آورند.
اسطوره روایتی بی انتهاست که هرچه در توجیه علمی آن پیش می رویم ژرفای خود را از دست میدهد (جان هیلنز، ص20-1383) اسطوره ها بنی دینی و فلسفی دارند، فلسفی نه به معنای امروزی اش، بلکه تنها استدلالی تمثیلی از جهان پیرامون، روایت اساطیری می تواند درباره آفرینش، کیهان، طبیعت انسان یا درباره ویرانی نیروهای اهریمنی باشد. گاه سرچشمه مرگ را توجیه می کند و گاه سرنوشت ایزدان و پهلوانان را رقم می زند. موجودات اساطیری نیز طبیعی نیستند ملهم از طبیعت اما فراطبیعی اند همچون ایزد باد، طوفان، خورشید (اسماعیل پور، ص14و15-1375) اسطوره بیش از آنکه اندیشه باشد باکارکرد پیوند دارد و شیوه ای از شناخت عاطفی یا درونی و موازی شناخت عینی و ابژکتیو است. درگرایش قدرت برخی از اسطوره ها در زمینه تثبیت صاحبان قدرت به کار گرفته می شود و چنین اسطوره ای نه حقیقی که گرایشی ایدئولوژیک درجهت تمامیت خواهی افراد است، درعین حال از ویژگی های اسطوره آن است که تمامیت خواهی و استبداد را انکار می کند. چنین است که نمادهای اسطوره ای معناهای متفاوتی است و فراگیرتر از آن که در قالب رفتارهای نمادین (آیینها و شعایر) و جایگاهها و یا اشیاء نمادین (پرستشگاه ها و پیکره ها) جای گیرد.
اگر سیاست را کاری درجهت روابط انسان ها در ساختن جامعه هست اسطوره در چنبره قدرت زبان سیاست است و اسطوره چه آیینی، چه سیاسی و چه شاعرانه و هنری زبان جمعی انسان آفریننده ئی است که تلاش وی برآن است که با کار و تلاش خویش جهان و مناسبات اجتماعی را معنی بخشد، ایدئولوژی زبانی عاری از سیاست و سترده از شعر است و درجهت بازداشتن تاریخ از رشد به کار می رود و بدین دلیل است که رمزها و نمادها را به باورهای درخودمانده autistigue تبدیل می کند و جامعه را از پویایی و جمع گرایی و یامردم گرایی باز می دارد. (جان هیلنز ص20و21-1383)
از فوایدی که برای اسطوره ها می توان برشمرد، مهمترین آنها به گفته میرچا الیاده عبارت است از کشف و آفتابی کردن سرمشقهای نمونه وار همه­ي آیین ها و فعالیتهای معنی دار آدمی، از تغذیه و زناشویی گرفته تا کار و تربیت، هنر و فرزانگی (اسماعیل پور، ص16-1383)
فایده دیگر آن، بهره مندی از اسطوره در ادبیات و هنر است بسیاری از آثار ادبی کلاسیک ریشه ای اساطیری دارند. از شاهنامه فردوسی گرفته تا ایلیاد و ادیسه هومر، منطق الطیر عطار و گیل گمش که نخستین حماسه جهان است همه بن مایه ای اسطوره ای دارند. اسطوره حتی درهنر و ادبیات معاصر نیز کاربرد دارد. بسیاری از آثار ادبی و هنری معاصر، چون آثار سورئالیستی، اکسپرسیونیستی، رمانهاي روانکاوانه، نیز آثاری در مکاتب رئالیسم جادویی و فرانوگرایی (پست مدرنیسم)، نیاز به تحلیل اساطیر دارند و کلاً یکی از دیدگاههای نقد ادبی را تحلیل اسطوره ای تشکیل می دهد. آثاری که از مایه های اساطیری برخوردارند، تنها منحصر به آثار شعری و داستانی نیست، بلکه در هنرهای دیگر، به ویژه در نقاشی، بسیاری از آثار، تجلی اسطوره ای دارند. نقاشیهای غارآلتامیرا و غار لاسکو که مربوط به هفده هزار سال پیش می باشد نشان می دهد که انسان برای بیان اندیشه ها و عواطف خویش از اسطوره ها کمک گرفته است.
شناخت اساطیر از سویی، به معنی درک سرچشمه و خاستگاه هرچیز است. به بیان دیگر، با روایت اساطیر چگونگی پدید آمدن مظاهر طبیعت شناخته می شود. شناخت اساطیر برای روان کاوان و روان پزشکان در درمان برخی روان نژندها، بیماریهای روانی نیز کاربرد دارد. (همان منبع، ص 17)
تا قرن 19 میلادی اسطوره به مفهوم افسانه ، حکایت و افسانه ای و داستان های تخیلی تلقی می شد اما از آغاز سده کنونی دیگر آن را به مفهوم سرگذشتی واقعی، ارزشمند و گران قدر، قدسی و نمونه وار و پرمعنی برشمرده اند.
الیاده ساختار اسطوره را چنین جمع بندی می کند: 1- اسطوره تاریخ کارهای موجودات فوق طبیعی را تشکیل می دهد2- این تاریخ و سرگذشت مطلقاً درست و راست و قدسی است 3- اسطوره همواره به آفرینش و تکوین مربوط می شود، حکایت می کند که چگونه چیزی به عرصه وجود رسیده است.

4- شناخت اسطوره به معنی شناخت اصل اشیاء و دانستن چگونگی پیدایش آنهاست، معرفتی بیرونی و انتزاعی نیست بلکه معرفتی است که به طریقی آیینی همیشه زنده است.5- اسطوره همیشه به نوعی زنده است و مردمان با آن زندگی میکنند.(همان منبع، ص18و19)


اسطوره


نقش اسطوره


فرهنگ ایرانی


تمدن ایرانی


اسطوره در قالی


نقش اسطوره در بافت قالی


پیدایش اسطوره


قالی و اسطوره


مقاله


پاورپوینت


فایل فلش


کارآموزی


گزارش تخصصی


اقدام پژوهی


درس پژوهی


جزوه


خلاصه


عنوان پروژه : ماشین متحرک با نرم افزار Flash

پاورپوینت آماده درس 7 مطالعات هفتم (تولید و توزیع )

آموزش تهیه ی روغن شتر مرغ در خانه

پایان نامه مقطع دکتری با موضوع بررسی متابولیسم داروی نوسکاپین

دانلود پاورپوینت “ گازهای سمی، محیط غبار آلود، آلودگی صوتی، مواد اشتعال زا، ظرف تحت فشار ”

سوالات و پاسخنامه کنکور کارشناسی ارشد مکانیک ماشین های کشاورزی(مکانیک بیوسیستم) - (1319) - سال 1388

فنون تست زنی/روانشناسی کنکور/

فروش قالب html برای سایت های طراحی گرافیک

دانلود کتاب سئو سایت

طرح توجیهی تأسیس شرکت تولید نرم افزارهای کاربردی

پروژه کارآفرینی یک فروشگاه لوازم برقی

بخش اول( Present) , دوم(Past) و سوم(Past participle )افعال(25 فعل)

جزوه تعمیر و نگهداری دستگاههای رادیولوژی

کتاب راهکارهای درمان ریزش مو

پاور پوینت OHSAS 18001

برشور ایمنی چاله سرویس تعمیرگاه ها

آرایه ها در کنکور

نمونه سوالات کاردانی به کارشناسی رشته تعمیر و نگهداری هواپیما سال 90

نمونه سوالات كنكور ژنتيك

داروشناسی

دانلود قالب htmlگروه طراحی سی سی طرح

سازگاری و ناسازگاری غذا ها با هم