دانلود رایگان

مقاله ضرورت ونحوه ي مطالعه ي موفق -32 صفحه word - دانلود رایگان



دانلود رایگان مقاله ضرورت ونحوه ی مطالعه ی موفق

دانلود رایگان مقاله ضرورت ونحوه ي مطالعه ي موفق -32 صفحه word مشخصات فایل
عنوان: مقاله ضرورت ونحوه ي مطالعه ي موفق
محتویات
فهرست
مطالعه؛ طريق هم آغوش شدن با اسرار 1
مطالعه نداشتن؛ مشكل جهان امروز 2
مطالعه؛ طريق هم افق شدن با جبرائيل.. 3
مطالعه؛ عامل ورود در دنياي فكر انسان هاي بزرگ... 5
علماي دين؛ اشاره كننده به اهل البيت... 7
مطالعه ؛ باب ورود به عالَم عقل فعال.. 9
الميزان؛ باب ورود به عالم قرآن.. 11
امروز، مطالعه تنها راه دريافت حقايق است... 12
مطالعه؛ مقدمة ذكرِ بي نياز از مطالعه . 13
نبايد همة اوقات يك جور مطالعه كنيم.. 14
دو نكته براي دانشجويان.. 14
توانايي عجيب دانشجويان در مطالعه. 16
اما مواظب باشيد: 17
طوري مطالعه كنيد كه به فهمي عميق برسيد. 17
پيشنهاد چند سيْر مطالعاتي.. 18
برنامه بريزيد تا برنامه بشويد. 20
فوايد مطالعه در جنبه هاي فردي و اجتماعي.. 20
نحوة استفاده از مطالعه در زمينه هاي فردي و اجتماعي.. 21
جلسات اخلاقي و مطالعة زندگي نامة بزرگان و شهدا؛ محرّكي براي سلوك... 21
دنبال انديشه هايي متناسب با اين زمان باشيد. 23
تفسير قرآن؛ مقدمة انس با قرآن.. 23
تزكيه از طريق عقل؛ عملي تر از تزكيه هاي اخلاقي.. 24
خطر دكتر شريعتي منهاي شهيد مطهري رحمة الله عليه . 25
سياسي بودن براي انقلاب اسلامي عين دينداري است... 26
حوزه، تنها راه سلوك از طريق عقل نيست... 29



بسم الله الرحمن الرحيم
مطالعه؛ طريق هم آغوش شدن با اسرار

يكي از سؤال هايي كه فرمودند اين است:
آيا مطالعه، يكي از راههاي كسب معرفت و رسيدن به قرب است يا صرفاً وسيله رفع شبهه است؟
التفات داشته باشيد كه عموماً علت سَرخوردن از مطالعه، يكي مطالعه روي موضوعاتي است كه ارزش مطالعه ندارند و محتواي لازم را به انسان نمي دهند، و ديگري بد مطالعه كردن است. همچنان كه هيچ كس از نگاه كردن بدش نمي آيد اما اگر انسان به منظره اي نگاه كرد كه تنفر در او ايجاد كرد، چشمانش را روي هم مي گذارد بعد هم شايد ديگر اصلاً جرئت نكند چشمش را باز كند. سرخوردن از مطالعه هم همين طور است.
انسان اساساً و روحاً مطالعه را مي شناسد، يك شرحي إن شاءلله مي دهيم. در ابتدا مي خواهيم خواستگاه اينكه چگونه مي شود انسان از اين نياز بسيار بديهي خودش بعضي مواقع فاصله مي گيرد، معلوم شود. بعد ببينيم ما چه انتظاري از مطالعه داريم و آيا آن انتظار برآورده مي شود يا نه.
تأكيد ما همين است كه اگر از مطالعه آنچه را كه مي خواهيم به دست نياوريم، طبيعي است كه از آن فاصله مي گيريم؛ نمي آييم بپرسيم: چطورشد كه ما از مطالعه كردن خسته شديم؟ ، ولي آرام آرام مطالعه را رها مي كنيم. اما اگر برسيم به اينكه نه؛ ما يك نيازهايي داريم كه فقط از طريق مطالعه اقناع و اشباع مي شود، حالا برمي گرديم و گمشده مان را پيدا مي كنيم.
جواب سؤال را اين طور يادداشت كرده ايم. علما در خلوت خود اسراري را براي ما مكتوب كرده اند تا از طريق مطالعة آن اسرار، با نتايجي كه علما در خلوت خود به دست آورده اند هم آغوش شويم . يكي از چيزهايي كه نمي گذارد ما مطالعه كنيم، اين است كه دنبال مكتوبات خلوت علما نيستيم. مگر كسي مي تواند براي كسي چيزي بنويسد؟! بايد خودش عالَم داشته باشد و در اين عالَم يك ميوه هاي خاصّي از آن عالَم برايش آمده باشد، و حال آن ميوه ها را به زبان نوشتار به شما مي دهد شما هم از طريق اين نوشتار به آن ميوه ها وصل مي شويد. البته مواظب باشيد كه:
اي بسا ابليس آدم روي هست

پس به هر دستي نبايد داد دست

و اينجاست كه اگرما هر كتابي را خوانديم، بعد از يك مدتي ديگر نمي توانيم كتاب بخوانيم. چون بناي ما از مطالعه ارتباط با اَسرار خلوت علماء نبوده است و لذا كتاب از چشم ما مي افتد.
مطالعه نداشتن؛ مشكل جهان امروز
يك فرصت خوبي بگذاريد ببينيد مشكل جهان امروز چيست. مشكل جهان امروز اين است كه چون نمي تواند مطالعه كند، مجبور است كه با رُمّانها خلوت خودش را- كه با اين خلوت به بهترين اوج مي توانست برسد- خراب كند.
منظور، پديدة رمان خواني در دنياي امروز است. ولي مطالعه زندگي بزرگان منظورما نيست. چرا كه رُمان گاهي نمونة ايده آل يك حيات است، آن رُمان چيز خوبي است. مثلاً كتاب حيّ بن يَقظان ابن سينا يا كتاب عقل سرخ سهروردي، خيلي جالب است. سهروردي قصة يك انسان را ترسيم مي كند كه از چاه قيرَوان درآمد و از وادي مورچگان گذشت به يمن رسيد و جگر آسمان را بُريد، هر انساني در نگاه اول مي گويد: اينها چيست كه اين آقا مي گويد؟! در حالي كه از نظر سهروردي اين قصة هر انساني است كه بايد اين طور باشد، او قصة ما را مي گويد؛ چاهِ سياهِ قيرَوان، يعني دنيا. عبوردادن نفس از وادي مورچگان يعني عبور از وادي حرص و كثرت. بعد به وادي يمن واردشدن يعني وارد عالم ميمنت و مباركي شدن، بعد بايد به آسمان برود و جگر آسمان را براي خودش بردارد، يعني وادي تنفس عالم غيبي. يك وقت قصه خودمان را در صورت هاي واقعي و توجه به ابعاد آرماني مي خوانيم كه توسط بزرگان نوشته شده، و يك وقت قصه هاي سرد و بي روح براي از بين بردن اوقات فراغت را مي خوانيم.
دنياي امروز به بدترين فلاكت ها - كه يكي مي خواهد اداي خواندن را درآورد - افتاده است. ما شرقي ها چون نمي توانيم روح مان را مثل غربي ها در غروب ببريم و نمي توانيم به اين چرنديات روزمرّة پوچِ پوك قانع بشويم، رندي مي كنيم و نمي پذيريم. پديدة رندشدن، پديدة رفلكسِ مقابل با انحراف است. رند ها (يعني همان قلندر ها) متوجه مي شدند آنچه مردم به آن تن داده اند بيخود است اين كار را تماماً منكر مي شدند.
پس مسألة مطالعه، يك طرفش غذاي جان انسان است كه مي خواهيم روي اين تأكيد كنيم به همين معنايي كه بابش را باز كرديم. يك طرف ديگرش اين است كه بي مطالعه گي را داريم با اداي مطالعه پُرمي كنيم، يعني خيلي چيز مي خوانيم اما بهره اي از آن نمي يريم . مثل كتاب امير ارسلان نامدار كه نويسنده، با خيالات خودش خوش است و به بالاتر نظر ندارد و بدتر از اين رُمان هايي داريم كه 30 جلد كتاب است و شخصيت هايش انسان هايي همطراز ما هستند كه مقصدشان هوس هاي زشت ماست. رمان هاي عجيبي امروز در دنيا هست؛ امروزه بشرِ رذل و فاسد شده، انعكاس شخصيت خود را در رمان ها پيدا مي كند. اين رمان ها، رمان هايي است كه در واقع خلوت بشر را ضايع مي كند. ما مي خواهيم زير بار اينها نرويم، وگرنه در طول زندگي هر دم به كاري مي شويم.
مطالعه؛ طريق هم افق شدن با جبرائيل
حرف اين است كه شما از طريق نوشتار تفكر مي كنيد، از طريق تفكر سير مي كنيد، و از طريق سير، به عقل فعال مي رسيد. عقل فعال يك اصطلاح فلسفي است. عقل فعال، در اصطلاح دين همان جبرائيل است. يعني واقعاً با جبرائيل ارتباط پيدا مي كنيد، اما نه در نمايش جبرائيلي كه در وجود مقدس حضرت رسول ظهور كرد، بلكه در اندازة وسعت وجودي خودتان. مثل وقتي كه جبرائيل به حسان بن ثابت كمك كرد. او به پيامبر اكرم گفت: يا رسول الله! اجازه مي دهيد راجع به غدير شعر بگويم؟ حضرت فرمودند: بگو، جبرائيل كمكت مي كند. حال شما حساب كنيد شعر حسان بن ثابت را مطالعه كردن، يعني هم افق شدن با جبرائيل. شما يقين بدانيد فكر متفكران خلوت دار، عين همين مورد است.
عالمان واقعي اصلاً نمي توانند چيزي را كه بقيه نوشته اند بنويسند، با اين كار به شور نمي آيند. اينها دوست دارند و مي خواهند نمايش خدا باشند. چگونه خدا عشق محض است؟! لاتَأخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ اين يعني عشق. كيست كه اصلاً نمي تواند بخوابد يا چرت بزند؟ كسي كه سراسرْ حضور است و شعف. بنابراين خدا عين عشق است، پس عين فوران است؛ براي همين هم مي گوئيد: يَا دائِمَ الْفَضْلِ عَلَي الْبَرِيَّةِ يعني اي خدايي كه دائماً در فيض رساني هستي. كسي هم كه يك چيزي ازعالم غيب به دست مي آورد، در فوران است، چون عالم غيب عين فوران است. همين ها باعث مي شود كه نتواند دست به قلم نبرد، يك حالي است! عالمان بزرگ وقتي دست به قلم مي بردند، در واقع قصة واردشدنِ خودشان در بهشت را تكرار مي كردند. اين نوشته ها، نوشته هايي است كه به آدم زندگي مي دهد. دوباره جمله را دقت كنيد: در عالَم خلوت، عالمان بزرگ با تفكر خودشان هديه اي را كه از طريق جبرائيل آورده اند به كتابت در مي آورند و ما از طريق اين مكتوبات با عالَم عقل و عالَم جبرائيل ارتباط پيدا مي كنيم .
حالا شما امتحان كنيد، ببينيد هر نوشته اي حال و هواي اتصال به عالم غيب را در بر دارد، يا بايد تلاش كنيد نوشته هاي خاصي را مطالعه كنيد. مثلاً شما نوشته هاي شهيد آويني رحمة الله عليه را ببينيد، نوشته هاي آدمي است كه در عالَم غيب به سر مي برد يا در اطلاعات. درست است كه گاهي از اين طرف و آن طرف اطلاعات هم به دست مي آورد، ولي اين اطلاعات را در عالم خودش مي برد. اين عين همان كاري است كه فارابي و ابن سينا مي كنند، بخصوص فارابي عزيز.[1]
إن شاءالله اگر برسيم پاسخ بدهيم، در سئوال ها هست؛ كه از كجا بايد شروع كنيم؟ اما بدون مطالعه نمي شود، يعني هيچ روزي شما نمي توانيد بدون مكتوبات به عالم عقل برسيد. بله؛ يك وقت مكتوب شما ذكر الهي مي شود، يعني قرآن، اما اين خيلي كار دارد. يعني آيا كسي كه زبان عربي را خيلي خوب مي داند، به نظر شما قرآن هم مي داند؟! هيچ فرقي نمي كند؛ مثل من و شماست كه فارسي مي دانيم ولي مثنوي را نمي شناسيم. ببينيد مثنوي يعني وارد عالَم مولانا شدن، الآن چند درصد از فارسي زبان ها مي توانند وارد عالم مثنوي بشوند؟! حتي استاد هاي ادبيات هم نمي توانند؛ استاد هاي ادبيات، فقط مي فهمند كه معني اين لغت چيست. بايد آدم آماده بشود گمشده اش را در عالم مولوي بخواهد، و آن وقت تلاش مي كند وارد عالَم مولانا بشود، در آن حال ديگر با خواندن مثنوي قصه ارتباط مولوي را با عالَم غيب مطالعه مي كند.
البته ما شيعه ها نمي توانيم خيلي قربان مولوي برويم، براي اينكه چيز بيشتري داريم. نه براي اينكه مولوي سنّي است، مگرعرفان، سني و شيعه هم مي شود؟! اين ها اصلاً معني نمي دهد. آنهايي كه اين سئوال ها را دارند، اصلاً عرفان نمي فهمند. عرفان، گرفتن است از عالم غيب. بله؛ كم و زياد دارد، مسلماً كسي كه به اهلُ البَيت پشت بكند، اصلاً به غيب راهش نمي دهند. و وقتي كه وارد عالم مولوي مي شوي، مي گويي: مگر مي شود سنّي باشد؟! مولوي مي گويد:
اي علي كه جمله عقل و ديده اي

شمّه اي بنـما از آنچـه ديـده اي

اصلاً اين حرف ها به چه معناست كه مولوي سنّي است يا شيعه؟! اگر كسي به اهل البيت نزديك شده باشد نمي تواند تمام دلش را به مثنوي بدهد، اما خيلي از قصه هاي خودش را در مثنوي منعكس مي بيند، يك وقت اين حرفها باعث نشود شخصيت مولوي پايين بيايد. اما همين جا مي خواهيم تذكر بدهيم: اين هايي كه از اهل البيت فاصله گرفتند و مي خواهند كه به يك جايي برسند، به بيشترين جايي كه مي توانند برسند مثنوي است، ما به اينها توصيه مي كنيم كه همة دلتان را به مثنوي ندهيد، چون آن وقت يك جايي بالاتر را خالي نگه داشته ايد. اين مطلب سر جاي خودش باشد هرچند خيلي هم شما به آن مبتلا نيستيد.
بحث بر سر مطالعه بود. قرآن را چگونه مي شود فهميد؟ بايد رفت و با آن هم زبان شد. يعني بايد راه ارتباط با جبرائيل را از طريق قرآن پيدا كرد. براي همين هم شما مي بينيد خيلي ها وارد قرآن مي شوند ولي همين طور دست خالي بيرون مي آيند، به تعبير روايت چيزي به دست نمي آورند. در روايت داريم آخرالزمان قرآن از گلوي انسان ها پايين نمي رود، چرا؟ چون اين ها اصلاً دنبال جبرائيل نيستند. چرا كه راه اتصال خدا، وزيدنِ جبرائيل است بر جان انسان از طريق قرآن. فيلسوفان خيلي روي اين زحمت كشيده اند، بخصوص فارابي عزيز كار كرده است؛ از همين كتاب فصوص الحكم فارابي هم، چيزهاي خوبي روي هم رفته به دست مي آيد.
مطالعه؛ عامل ورود در دنياي فكر انسان هاي بزرگ
كتاب ها، غوغاي حيات بشريت اند. مدرنيته تنها ظلمي كه كرد اين بود كه راه ورود به عالَم بزرگ بشريت را، بر بشريت بست. يعني قصة كهنه شدن را با نوشدن مطرح كرد . مي دانيد مدرنيته چه كارمي كند؛ مدرنيته مي گويد: ما نو هستيم. وقتي كه نوشدن مطرح شد، كهنه شدن مطرح مي شود. لذا هر چيزي كه مثل فرهنگ مدرن حسي و جديد نيست، كهنه است. بنابراين تفكري كه به آسمان وصل است كهنه مي شود. بنابراين ناخودآگاه آدم مي بيند اگر برود انديشه سُهروَردي بخواند كهنه است بايد برود صادق هدايت بخواند كه نو باشد يا كافكا بخواند. فرهنگ مدرنيته تمام روح اين دنيا را كه آثار انديشمندان بزرگ باشد، از مردم گرفته است.
باغ سبز عشـق كو بي منتهاسـت

جز غم و شادي در او بس ميوه هاست

حالتي ديگـر بُوَد كـان نـادر است

بـي بهـار و بي خــزان، سبـز و تـر است

يعني باغ سبز عشق كه پاييز و بهار ندارد و فوق پاييز و بهار است و موجب ظهور آثار عالمان بزرگ براي ما مي شود. اما مدرنيته دنيا را پاييز و بهارش كرد؛ كه آقا اينها بهار است و آنها پاييز است، ما هم مي گوييم: عجب! پس مثنوي يا گفتار سهروردي يا حتي روايت و نهج البلاغه و يا حتي قرآن پاييز است؟!
پس اول اين روحي را كه بر شما حاكم شده و باعث شده است كه نتوانيد با قرآن خلوت كنيد بشناسيد، بعد مي بينيد: واي! مگر مي شود من با امام صادق نتوانم خلوت بكنم؟! اگر مي خواهيد با امام صادق خلوت كنيد، بايد اول برسيد به اينكه بدون امام صادق و بدون خلوت داشتن با امام صادق، هيچ ايد، هيچ. چون وقتي نمي دانيد بدونِ آن قله بودن يعني چه، تلاش نمي كنيد به آن قله برسيد.
به عنوان مثال: اگر شما مي خواهيد از يزد به اصفهان برويد، وقتي به نايين مي رسيد كار خوبي كرده ايد كه به نايين آمده ايد، اما اين كه هنوز اصفهان نيست. حالا يك نفر بگويد الحمدالله كه رسيديم، براي اينكه نصف راه را آمده ايم! نه؛ وقتي بنا نداريد به مقصد برسيد، نصف راه، اصلاً راه نيست. دقت كنيد؛ نصف راه، وقتي نصف راه است، كه بقيه اش هم طي بشود. براي همين هم در روايت داريم كه روز قيامت اگر كسي افقش گم شود، در قيامت همين طور مي دود نمي داند كجا برود، مثل ملخ هاي پراكنده است نمي داند كجا برود سرگردان است،[2]چرا به اينجا رسيده است؟ چون افق زندگي را پيدا نكرده است. يك وقت است يكي دارد مي رود اصفهان و مي داند كه تا حالا به نايين آمده است، اين افقش را گم نكرده است. ولي يك وقت همين طور مي رود و دل خوش است كه مي رود.
خلوت با امام صادق را اگر طالب بوديد، چه اشكالي دارد كه يك مدتي آرام آرام برنامه بريزيد؟! آنوقت ما به شما قول مي دهيم؛ به يك جاهايي مي رسيد كه اصلاً نمي توانستيد فكرش را بكنيد . مي توانيد برويد كتاب تحف العقول[3] را باز كنيد برنامة مطالعة روي انديشه امام صادق را با تعمق در آن داشته باشيد.[4]. به اين جهت وقتي شما مي خواهيد به دنياي امام صادق وارد بشويد، با تحف العقول راحت تر وارد مي شويد. يا مثلاً مي توانيد اصول كافي عزيز را بخوانيد تا مثلاً وارد دنياي بِرِّ به اخوان بشويد، يا مثلاً وارد دنياي فرار از عُجب بشويد. جناب كُليني آمده مي گويد: مي خواهي به شاگردي اهل البيت بروي و از كبر نجات پيدا بكني؟ بيا باب تواضع را بخوان، باب فرار از كبر را بخوان. اين كتاب، گل فرمايشات همة ائمه است، اين كار خوبي است خدا مرحوم كليني را رحمت كند.
مي ببينيد اينها زندگي مي كرده اند، اگر بخواهيم باب اين بحث را باز كنيم خيلي خسته تان مي كنيم. يعني شما حداقل روي انگيزة آنهايي كه مطالعة حقيقي مي كنند، وقت بگذاريد. يعني اينها توي اين اتاق ها چكار مي كنند؟! يعني اين ها چه خبرشان است؟! من بعضاً كه خدمت آيت الله حسن زاده مي رفتم، مي ديدم كه حدود چند تا ميز كوچك توي اتاق شان هست. يعني روي هر ميزي يك تحقيقي مي كردند، كتابهايِ هر تحقيقي روي يك ميز جدايي بود. اين حال عجيبي را كه ايشان دارند و با هر كتابي زندگي مي كنند اگر به دست آورديد، بعد مي بينيد كه بزرگترين ستم به خودتان همين است كه نفهميد با مطالعه نكردن چه چيزي را داريد ازدست مي دهيد.
گاهي ممكن است كسي به آدم بگويد: يعني چه؟! با مطالعه كجا را گرفته اي؟! ، با اين حرف ها خيلي به ما ظلم شده است. بگو: خودت كجا را گرفته اي؟! آدمي كه در دنياي فكر انسان هاي بزرگ دارد زندگي مي كند، مي گويد: من در تمام بهشت ها دارم زندگي مي كنم، تو مي گويي: كجا را گرفته اي؟! ! تو، چون بيرون ايستاده اي مي گويي: كجا را گرفته اي؟! . تو كجا را گرفته اي؟! . يعني امروز دنياي مدرنيته عالَم انساني را كه به آسمان وصل است به زعم خودش به موزه برده است و حالا خودش در سرگرداني است.
بر همين اساس است كه با مطالعه كتاب علماي بزرگ بعد از يك مدتي به مقام وحدت انديشه كه علما به آن نزديك شده اند مي رسيد. علما به يك مقام وحدت رسيده اند، براي همين مي بينيد اصلاً نمي شود كه فلان عالِم در حرف هايش تضاد پيدا بشود. اينكه مي بينيد در حرف هاي كسي تضاد پيدا مي شود، به خاطر اين است كه وحدت ندارد فقط انبار اطلاعات دارد، ما هيچ وقت نمي گوييم برويد مكتوبات او را بخوانيد. نه؛ بزرگاني كه ما مي شناسيم اصلاً تا به مقام وحدت نرسند، دهن باز نمي كنند و قلم روي كاغذ نمي گذارند. حداقلش شيهد مطهري رحمة الله عليه است. شما ببينيد: شهيد مطهري رحمة الله عليه به يك جايي مي رسد كه ديگر مي تواند دهن باز كند، منظورما اين دهن باز كردني است كه خودش به عنوان صاحب نظر، نظر بدهد. يك وقت مثلاً يك كسي مي آيد خبري مي دهد يا يك روايتي مي خواند، ولي يك وقت يك شخصي حقايق را كشف مي كند. شهيدمطهري رحمة الله عليه مجموعة اطلاعات نيست، شهيدمطهري رحمة الله عليه يك دانشمند است. به همين دليل هم اگر شما يك مدتي با شهيدمطهري رحمة الله عليه ارتباط پيدا كرديد مي شويد مطهري؛ چون با شهيد مطهري رحمة الله عليه هم افق مي شويد، هم نفس مي شويد. الا اينكه به جهت اين كه او ممرّ لطف خدا به شما بوده است، خداوند يك كمالات بيشتري به او مي دهد، و لذا هميشه شما شاگردي او را حس مي كنيد. بر همين اساس، مسألة مطالعه يك چيزي است كه اصلاً نمي شود آدم بدون مطالعه زندگي بكند. فقط بايد بگرديم آن كسي را كه مي توانيم جانمان را با او هم افق كنيم و مطلوب و افق برتر ماست پيدا كنيم، و چنين كساني هم عموماً انسان هاي بزرگ دنيا هستند.

[1] - توصيه مي كنم اين كتاب فُصوص الحكم فارابي را بخوانيد، به فارسي هم ترجمه شده است.
[2] - خُشَّعاً اَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الاَجْداثِ كَاَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِر از قبرها سرافكنده بيرون مي آيند، مانند ملخ هاي سرگردان(قمر/7).
[3] - تحف العقول از جناب ابومحمد حسن بن علي بن شُعبه حَراني از علماء قرن چهارم ،كه يك منتخبي است از كلمات پيامبرf و ائمه h است.
[4] - تحف العقول كتاب بسيار خوبي است توصيه مي كنيم با آن زندگي كنيد.


مقاله ضرورت ونحوه ی مطالعه ی موفق


مطالعه


طریق هم‌آغوش‌شدن با اسرار


مطالعه‌نداشتن


مشکل جهان امروز


المیزان


باب ورود به عالم قرآن


پیشنهاد چ


مقاله


پاورپوینت


فایل فلش


کارآموزی


گزارش تخصصی


اقدام پژوهی


درس پژوهی


جزوه


خلاصه


دانلود پاورپوینت فرایند آموزش کارکنان ( فصل هشتم کتاب مدیریت منابع انسانی سعادت )

تابلوی خوشنویسی استاد امیرخانی 9

دانلود نقشه آتوکد 1:2000 محدوده زعفرانیه

مدل های کمی در شهرسازی ( پاورپوینت مدل CDS )

دانلود نقشه آتوکد 1:2000 محدوده خیابان ایران زمین و بلوار دادمان

دانلود پاورپوینت مصدر سیتی، کلان شهر زیست پایدار آینده

پاورپوینت جزایر مرجانی و جنگل های مانگرو(حرا)

پاورپوینت جاذبه های گردشگری ایران

خانه » باستان شناسی » پایان نامه ارشد باستان شناسی مجموعه اشیاء برنزی دوره ساسانی

دانلود پروژه پیرامون صنعت جهانگردی در جهان

مقاله اسپانیا

توریست و تأثیر آن بر امنیت ملی

تحقیق در مورد میراث فرهنگی

پایاننامه-بررسي نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان دوره متوسطه

بررسی نقش دیپلماسی شهری در توسعه توریسم

مولفه های کلیدی در توسعه گردشگری روستایی

نمونه پروپوزال

پایان نامه (به زبان انگلیسی) رشته جهانگردی با عنوان عوامل موثر بر پذیرش بلیت الکترونیک در بیش از80 صفحه پی دی اف با پرسشنامه

A model of tourism destination brand equity

تحقیق در مورد كتابخانه و کتابداری

دانلود پاورپوینت درس دوازدهم آمادگی دفاعی نهم متوسطه

آینده پژوهی در کتابداری - 13 صفحه وورد

خلاصه کتاب اداره ی کتابخانه - 17 صفحه وورد

بررسی مشارکت علمی کتابداران ایرانی در سطح بین‌المللی با تأکید بر مقاله های مندرج در نمایه‌ های استنادی

مقاله اولويت بندي عوامل سازماني موثر در ارتقاي بهره وري نيروي انساني در صنايع كوچ

پروپوزال رشته کتابداری در مورد تولیدات علمی با فرمت ورد

تحقیق در مورد تاريخچه ي كتاب و كتابخانه در ايران

دانلود مقاله روش آموزش طبيعي و مصنوعي

تحقیق در مورد تاريخچه ي كتابخانه

دانلود مقاله نظریه بازی ها – Game theory